من ِ واقعی !

درود من سحر هستم اینجا خودمو می نویسم ، بدون سانسور !!!

من ِ واقعی !

درود من سحر هستم اینجا خودمو می نویسم ، بدون سانسور !!!

ماست و فواید آن !!!

یه وقت نیاید بگید سحر کجا بودی و چرا نمی نوشتی ها ! بمیرم هم کسی نمیاد بگه این کجاست . چرا نمی نویسه !

بنده به شدت مریضم ، الانم بعد از یه شب 3 دقیقه ای یه بار دست شویی رفتن نشستم اینجا و دارم براتون مینویسم .

دچار حالت انفجار شدم ! 6 روز مریضی ، دارم کم کم از کوره در میرم ، انقدر خواستم برای تسکین دردم گریه کنم اما به نظرم مزحک اومد که به خاطر درد گریه کنم در نتیجه این کارو نکردم !

این چند روزه انواع غذاهایی که میشد با مسات درست کرد رو خوردم !موثر بود ، لابد الان میگید چه مرگته پس؟! سادست  نمیدونم راجع به سالاد حرف زدم یا نه ، گویا نزدم ، سالاد تنها چیزیه که من ازش نمیگذرم ! دیشب خبر مرگم سالاد خوردم و تا الان من هر سه دقیقه یک بار باید گلاب به روتون برم . . . !!!

چیه؟ چرا اینطوری نگاه میکنین؟ خب شما خودتونو بزارید جای من ، کسی که هر روز سالاد میخوره ، یهو 6 روز ازش سالادو بگیرن !  چه حسی بهش دست میده؟ خب وقتی میبینه میخوره  دیگه ! تازه من خوب شده بودم دیشب ! اما سالاد رو که خوردم وضعم از روز اول بد تر شد ! نمیدونم توی این هیر و ویر کی خوابیدم و کی خواب دیدم من و مامانم و خواهرم و خالم و مادر شوهر دختر خالم تازه از هواپیما پیاده شدیم و قدم روی خاک آمریکا گذاشتیم حالا هی من میگفتم برنامه که نداریم بریم کنتاکی ! بعدشم نمیدونم مامانم یهو غیب شد و داشتیم دنبالش میگشتیم توی راه خوردیم به مغازه ی کله پزی ! کله پزی ؟! توی آمریکا !!!!!!!

ببخشید من باید برم یه جایی !

خب اومدم !پشت در توالت نوشتم حق مالکیت این مکان تا اطلاع ثانوی در دست این جانب می باشد !

می خواستم تخت و کمد و همه چیزامو به اون مکان منتقل کنم !

دچار سائیدگی زانو شدم !

اما نه زیر چشمام گود افتاده نه رنگم زرد شده ! هیچ اثری از مریضی توی قیافم نیست !

الانم دارم کته ی ماست زهر مار میکنم و اینا رو مینویسم !

داره بارون میاد ، چه بارون قشنگی و من نمیتونم برم زیرش پیاده روی !


نظرات 2 + ارسال نظر
خانم کاولیتز یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 08:32 ب.ظ http://www.wfdp.blogsky.com

خوب میشی سحر.
اره ماست خیلی مفیده.

مثل اینکه دارم خوب میشم !
خوابه چسبید فقط دختر ! داشتم می اومدم ببینمتا !

آرش چهارشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 02:41 ق.ظ http://manihastam.blogfa.com

خوب پس اینطور

فکر خوبیه واسه اون بیماری آدم بره پشت دستشویی بگیره جاشو بندازه و بخوابه

ولی این داستان محمد عبداللهی رو نفهمیدم

با اون ناصر عبداللهی خدا بیامرز که نسبتی نداره؟
[[[یه کم بد دهنی یعنی...]]]

این محمد عبد الهی یه زمانی قرار بود شوهر آینده ی من باشه که خدا رو شکر که نشد ! بعدشم که با اون بنده خدا نسبتی نداره ، من بد دهن نیستم و فقط این حرفا رو توی وبلاگم مینویسم چون اصلآ به کار نمی برم جای دیگه ، بالاخره یه جا آدم باید فحش بده دیگه :D

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد